تبليغاتX
غریب آشنا - برای تو
به نام حضرت دوست که هر چه به ما می رسد لطف وعنایت اوست

 

به نام یکانه بی همتا

خیلی وقت بود که نوشتنم نمی اومد ولی الانه بر گشته.راستش سرم خیلی شلوغ شده بود انقدر ضایع بودم که این جند وقته جندین بار sms  اشتباه فرستادم...آخر ضایع بود..از این حرفا بگذریم می خوام  برای تو بنویسم

دلم برای صدا کردنت خیلی تنگ شده امامی خوام فریاد بزنم تا مطمئن شم که صدامومی بشنوی با اینکه می دونم که از نگاهمم می شنوی آره از نگاهم می شنوی .

دلم می خواد بگم زمستون داره میره همه از خواب زمستونی دارن بیدار می شن پس من چی؟قلب یخ زدم منتظر گرمای دستای مهربونته پس کی؟پس کجا؟

همه از خوابه سرده زمستونی بیدار شدند الا من...

نازنینم آروم از خواب بیدارم کن تا بد خواب نشم آخه خودت که می دونی اگه یهو از خواب بپرم جقدرپریشون می شم

نوازشم کن که دلم برای ناز خریدناتو نوازشات تنگه تنگه

عزیزکم قلمم هم دلتنگ واسه نوشتنه دوستت دارمه بهش اجازه می دی که برای تو بنویسه؟

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 0:21  توسط شراره |