تبليغاتX
غریب آشنا - آسمون شهر من چقدر صبوری نازنین
به نام حضرت دوست که هر چه به ما می رسد لطف وعنایت اوست
 

به نام او که هر چه هست از اوست و اتکال هر چه هست به اوست

آسمون شهر من سیاهه اما تو دلش یه عالمه ستاره داره

آسمون شهر من چقدر غریبه، با این همه ستاره هنوز دلش می گیره

هنوز دلش می گیره نگران کویره

همش براش می باره تا بزنه جوونه ،تا بشه مست دونه

اما چرا کویره هنوز بازم کویره ،هنوز بازم اسیره

هنوز نداره آروم ،هنوز نداره سامون

آسمون شهر من چقدر صبوری نازنین

آسمون شهر من جقدر می باری نازنین

آسمون شهر من ،کویر نداره حاصل ،کویر نمی شه عاشق

آسمون شهر من چقدر صبوری نازنین

آسمون شهر من جقدر می باری نازنین

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 11:43  توسط شراره |