![]() |
![]() |
|
| به نام حضرت دوست که هر چه به ما می رسد لطف وعنایت اوست |
|
به نام خداوند جان و خرد نازنینم چطور ازم توقع داری بپرم، اوج بگیرم وقتی بال های پروازم شکستن، وقتی بال هام خسته ن، وقتی بال هام زخمی ان ، آخه عزیز من ، چطور از من انتظار داری برات آواز بخونم وقتی تو این گلوم پر از بغض ....تو شونه هات پناه اشکام بشه تو دستات مرهم زخم هام بشه قول می دم برات بخونم برات بپرم قول می دم اوج بگیرم... قول می دم، بهت قول می دم قول قول قول خیلی دنبال این بودم که بتونم یه جمله برات بگم یا یه بیت که تموم حرف های دلم توش باشه ...هنوز نتونستم دلم رو تو یه جمله خلاصه کنمو اونو بهت تقدیم کنم اما یه جمله یا یه بیت قشنگ چند وقت پیش جایی دیدم که نمی دونمم مال کیه ولی برام جمله عزیزیی انگار حرف منه برای تو، برات می نویسمش "من ندانم که کیم فقط دانم که تویی شاه بیت غزل زندگیم" |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 12:38 توسط شراره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
| پیوندها |
|
سیب سرخ خورشید شکوفه سیب کی فکرشو می کرد ؟! بی بی مهتاب اولين شب آرامش سرمایه هردلی حرفهایست که برای نگفتن دارد مژگان بانو آخرین فرصت آقا طیب جام جادویی |
|
RSS
|