تبليغاتX
غریب آشنا - دل من داره می سوزه آی می سوزه ،آی می سوزه
به نام حضرت دوست که هر چه به ما می رسد لطف وعنایت اوست
 

به نام او که گفت بخوان

خواستم که تو رو رو بوم به تصویر بکشم

با رنگ مشکی اون چشمهاتو بکشم

با رنگ گلی گل لباتو بکشم

 با رنگ طلا نور چشاتو بکشم

با رنگ صدف صورت زیبا تو بکشم

با رنگ قرمز دل گیراتو بکشم

با چه رنگی عشق زیباتو،مهربونیت و صفا تو بکشم ؟

با رنگ آبی می کشم ،آبی خوبه ،اونو آبی می کشم

ببخش منو اگه فقط  پر شده از آبی و قرمز بوم من

آخه جونم نتونستم چشاتو ،گل لباتو بکشم

تو چشات یه دنیا راز بود قلمم پر از نیاز بود ،نکشید ونکشید

 تو سکوت اون لبات یه دنیا حرف بود 

قلمم همش تو لرز بود ،نکشید ونکشید

اما قلمم خون دلت رو چه قشنگ برام کشید

می دونم درست کشید ،آخه تو خون دلت ، خون دلت ، خون دلت

راستی قلمم یه چیز دیگم برام کشید

دیدی ،اون صفاتو مهربونی نگاتو چه قشنگ آبی کشید

حالا دیدی که چرا بوم من فقط آبی خونی ای شده

تو صفات غمامو کم کرد ،تو نگات خطامو کم کرد

تو لبات صدامو کم کرد ،مهربونیت شبامو کم کرد

صبر تو دلم رو آب کرد،صبر تو دلم رو آب کرد

صبر تو دلم رو آب کرد،صبر تو دلم رو آب کرد

دل تو خون دل منم خون برای دلتو ،خوب می دونی

دل من داره می سوزه، آی می سوزه ،آی می سوزه  واسه  تو،خوب می دونی

دیگه نپرس دیگه نمی خوام چیزی بگم،همه چی رو این بومه برات می گه

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 17:49  توسط شراره |