![]() |
![]() |
|
| به نام حضرت دوست که هر چه به ما می رسد لطف وعنایت اوست |
|
به نام او که سرآِغازو پایان کتاب زند گی ام به دست پر مهر او نگاشته شده یادته هر جا بودی چشمهام به دنبال تو بود یادته همیشه تو این چشمهام نقش تو بود یادته هر کی می خواست تو رو پیدا کنه تو چشمهام نگاه می کرد، جای تو رو از تو چشمهام پیدا می کرد هنوزم تو این چشمهام عکس تو نقاشی شده نه نقاشی نه، بلکه حکاکی شده هنوزم خود منم آدرستو از توی چشمهام می گیرم اونه که تو و منو به پیش هم می رسونه ولی عشقم اگه گاهی خودتو تو چشم من نمی بینی گناه من نیست به خدا تقصیر از اشک های یه عاشق که رو عکستو می پو شونه آخه مگه می شه تو باشی و دلم نخواد بگه ،دوستت داره تو همیشه او نجا هستی تا ابد اینو بدون همیشه مال من هستی تا ابد اینم بدون
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم دی 1384ساعت 14:58 توسط شراره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
| پیوندها |
|
سیب سرخ خورشید شکوفه سیب کی فکرشو می کرد ؟! بی بی مهتاب اولين شب آرامش سرمایه هردلی حرفهایست که برای نگفتن دارد مژگان بانو آخرین فرصت آقا طیب جام جادویی |
|
RSS
|