![]() |
![]() |
|
| به نام حضرت دوست که هر چه به ما می رسد لطف وعنایت اوست |
|
به نام او که بی همتا و نظیر است
شده تا حالا یه زندگی هدیه بگیری اما من گرفتم چند روز پیش گرفتم، اما نمی دونم برای یه همچین هدیه با ارزشی از خدای مهربونم چطوری تشکر کنم آخه چی بگم که ارزش این هدیه بزرگ و داشته باشه، هر چی فکر می کنم نمی فهمم که چجوری بگم ،چی بگم، آخه این هدیه خیلی برام با ارزش "پدرم "می خوام یه جوری بگم که فکر نکنه بی معرفتم یا نمک نشناسم نمی دونم چی بگم {آخه پدر منم عازم همون سفر با همو ن هواپیما بود } فقط می گم خدایا بازم مثل همیشه شرمنده محبتاتم و بازم مثل همیشه ممنونتم و می گم که تو بی نظیری دو ستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 23:43 توسط شراره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
| پیوندها |
|
سیب سرخ خورشید شکوفه سیب کی فکرشو می کرد ؟! بی بی مهتاب اولين شب آرامش سرمایه هردلی حرفهایست که برای نگفتن دارد مژگان بانو آخرین فرصت آقا طیب جام جادویی |
|
RSS
|