![]() |
![]() |
|
| به نام حضرت دوست که هر چه به ما می رسد لطف وعنایت اوست |
|
به نامش که بی او شروع معنا ندارد آره من پرم ز فریاد منو دریاب .منو دریاب بی صدا دارم می میرم تا به کی اینجا اسیرم؟ تو قفس بالام شکسته نفسم خسته خسته دل به دستای تو بسته دل به دستای تو بسته منتظر یه جا نشسته که شاید نظر نمایی قفل این در رو گشایی قفل این در رو گشایی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 0:25 توسط شراره |
|
|
به نام او که اگه حکم کنه همه محکومیم
پارسال نوشتم و گفتم .امسالم می گم تو بخوای هر دم و هرسال ام می گم تو برام ستاره ای تو شبای بی قراریم قلبمو ازم گرفتی گفتی واسه یادگاری حالا قلب من تو دستای تو چشم من به دستای تو چشم من به دستای تو چشم من به دستای تو |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 23:41 توسط شراره |
|
|
به نام يگانه بي همتا تو آفتاب روزي و منم مهتاب شبم چي مي شد فاصله ها رو بر مي داشتيم؟ تا ميون خورشيد من تا من من هيچي نبود جز من و تو مهتابت نوري نداره جز انعكاس نور تو نور من وجود من سرشت من بهشت من برات يه قرص ماه مي شم نه نيمه جون نه نا تموم فقط كنار من بمون فقط كنار من بمون
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 15:27 توسط شراره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
| پیوندها |
|
سیب سرخ خورشید شکوفه سیب کی فکرشو می کرد ؟! بی بی مهتاب اولين شب آرامش سرمایه هردلی حرفهایست که برای نگفتن دارد مژگان بانو آخرین فرصت آقا طیب جام جادویی |
|
RSS
|