تبليغاتX
غریب آشنا
به نام حضرت دوست که هر چه به ما می رسد لطف وعنایت اوست
 

به نام خداوند جان و خرد

نازنینم چطور ازم توقع داری بپرم، اوج بگیرم وقتی بال های پروازم شکستن، وقتی بال هام خسته ن، وقتی بال هام زخمی ان ، آخه عزیز من ، چطور از من انتظار داری برات آواز بخونم وقتی تو این گلوم پر از بغض ....تو شونه هات پناه اشکام بشه تو دستات مرهم زخم هام بشه قول می دم برات بخونم برات بپرم قول می دم اوج بگیرم... قول می دم، بهت قول می دم قول قول قول

خیلی دنبال این بودم که بتونم یه جمله برات بگم یا یه بیت که تموم حرف های دلم توش باشه ...هنوز نتونستم دلم رو تو یه جمله خلاصه کنمو اونو بهت تقدیم کنم اما یه جمله یا یه بیت قشنگ چند وقت پیش جایی دیدم که نمی دونمم مال کیه ولی برام جمله عزیزیی انگار حرف منه برای تو، برات می نویسمش "من ندانم که کیم فقط دانم که تویی شاه بیت غزل زندگیم" 

         Beyond the Breakers 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 12:38  توسط شراره | 
 

به نام او که الهه دوستی هاست

چه سفر غریبی این زندگی ،همه ما باهاش غریبیم اما آشنا

غریب میآییم غریب می ریم،حتی بدون اینکه با اومدن و رفتنمون چیزی تغییر کنه،حادثه ای رخ بده

خیلی از ما حتی با رفتنمون شناسنامه مون هم زیر چندین متر خاک مدفون می شه و هیچ اسمی ازمون باقی 

 نمی مونه انگار که تو این منزلگاه دنیا برای مدت کوتاهی حتی  برای توشه برداری برای ادامه این سفر هم 

 نبودیم،کی می گه حسین غریب ،حسین غریب نیست،غربت حسین فقط غربت بیداری در مرگ بیداری

غربت بیداری در ظلمت ،بیداری در غفلت و بیداری در خفقانه

نگاه کن هنوزم نوای حسین حسین بعد از قرن ها هنوز طنین اندازه هنوز نوحه های حسین غفلت را از وجودمون

می گیره و به این روح خسته توان ادامه راه رو میده.....

"زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست     

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود     

صحنه پیوسته به جاست       

 ای خوش آن نغمه که مردم بسپارند به یاد"

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 12:2  توسط شراره |